نام کاربری:    رمز عبور:




كتاب آواي نيايش، مجموعه مناجات هاي استاد يعقوب قمري شريف آبادي

پرتوي از جمال روح الله، سخنان عارفانه استاد يعقوب قمري شريف آبادي

كتاب شكوه خاطره، خاطرات تصويري استاد يعقوب قمري شريف آبادي

كتاب سيماي خورشيد در آيينه مقالات، به قلم چهل تن از نويسندگان

مراتب هفتگانه فرشته عشق، نويسنده: استاد يعقوب قمري شريف آبادي

كتاب لطايف عارفانه، جملات حكيمانه استاد يعقوب قمري شريف آبادي

كتاب انسان كامل مرآت خفيه، نويسنده استاد يعقوب قمري شريف آبادي

زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ، نويسنده: استاد يعقوب قمري شريف آبادي



خضراي محبت: خاطرات

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]



گام های بلند روزها و ماه ها با کوله‌باری از غم و شادی تند و زود از نردبان لحظه‌ها بالا می‌رفت و خانواده رحمت‌الله را هم به دنبال خویش به این‌سو و آن‌سو می‌کشید. هرچند آنان قناعت و کار و زحمت را بر بالای سفره زندگی چیده بودند، اما هر زمان که دنیایشان از سختی‌های طاقت‌فرسا و تنگدستی لبریز می‌شد پیک سرنوشت آنها را به دیاری دیگر رهسپار می‌کرد و زندگانی با مشکلات و حوادث نویی رخ می‌‌نمود و اینچنین بعد از چندی سکونت در روستای شریف آباد، به روستای محمود آباد کهریزک بار سفر بستند و پیگیر کار و تلاش و کسب روزی حلال شدند



ادامه مطلب ...




             اسرار عالم غيب


دست روزگار بار دیگر حزن و اندوه را بر قلب پاک حضرت استاد یعقوب قمری شریف آبادی نشانید و شمع کاشانه ایشان، مادر بزرگوارشان، به خاموشی گرایید و فروغ مهر و صفایی که سالها گرمی‌بخش جان حضرتش بود، تندباد مرگ در کام خویش فرو برد. مادر پاکدل و روشندل حضرت استاد با کوله‌باری از خاطره‌های تلخ و شیرین و ره‌توشه‌ای از طهارت و معنویت، دار فانی را وداع گفت و در روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی، سرای خاک را عالم پاک فروخت و آتش سوز و گداز را در ضمیر مطهر استاد برافروخت و آندم که مرغ جانش به ریاض قدس پر کشید، حدیث عشقی را که سالها پیش در شبی فرخنده ترنم زبان دل ساخته بود، در آن لحظات، به وصلت عشق محبوب و وصال یار دلدار پیوسته دید و خویش را از همه عالم وارسته یافت...



ادامه مطلب ...




             استجابت دعا در گردباد


گوسفندان در چراگاه مشغول چرا بودند چوپان گله، نوجوانی خوش‌سیما و لاغراندام، به حفاظت از آنها مشغول بود. دیدگان تیزبینش که تمام گوسفندان را از نظر می‌گذراند، به چیزی معطوف شد. آری گردبادی عظیم از چند کیلومتری نمایان گشت. از دور کوچک می‌نمود، ولی بسیار وسیع و پرقدرت بود.



ادامه مطلب ...






سفر جناب استاد قمری به لبنان، سفری یکپارچه خدمت و معنویت بوده است. دید و بازدید از مکانهای گوناگون در لبنان و سوریه، تمام مشکلات و مصایبی را که رسولان الهی در جهت ابلاغ رسالت خویش متحمل شدند، برای حضرتش تداعی می‌نمود و تاریخ امم گذشته را به تصویر می‌کشاند. گویی جای‌جای آن، حضرتش را به رسالتی دیگر فرا می‌خواند تا در سایه هنر، عصاره معنویت و عرفان و جوهره انقلاب اسلامی را که نتیجه تاریخ رسالت و حاصل زحمات ائمه اطهار(ع) می‌باشند، در این سرزمین تبلیغ نمایند و با دست هنر، سیمای بی‌بدیل اسلام را از پس پرده نمایان سازند



ادامه مطلب ...




             ادب گوسفند


یکی از شاگردان حضرت استاد یعقوب قمری شریف آبادی که به تحصیل علوم دینی اشتغال دارد، چندین مرتبه از حضور در محفل سراسر معنویت استاد، غفلت ورزیده و غیبت نمود. در این مدت حوادث و اتفاقات گوناگونی برای او به وقوع پیوست که به عقیده خود او همه آنها به خاطر بی‌توجهی به محفل معنوی و عرفانی استاد بزرگوارش بوده است تا او متنبه گشته و از پوستین غفلت به درآید.



ادامه مطلب ...






 

پس از سپری شدن خدمت سربازی، حضرت استاد قمری شریف آبادی در کارخانه نساجی شهرری نزدیک چهار سال مشغول به کار شدند.

صبح یکی از روزها ساعت 10 صبح که ایشان در کارخانه به کار مشغول بودند ناگهان دچار انقلاب روحی شده و از خود بی‌خود گردیدند و چنین به حضرتش الهام شد که باید ایشان یکی از بزرگترین هنرمندان در عالم هنر نقاشی شود. به دنبال این الهام در خود احساس کردند، استعداد خدادادی نسبت به هنر در وجودشان نهفته است. این الهام روحانی که درون استاد را ملتهب ساخته و انقلاب عظیمی در ایشان به وجود آورده بود،..



ادامه مطلب ...